Beispielsätze
es liegticht anir
تقصير من نيست
woran liegt es
? علتش چيست؟
es liegtir sehr am Herzen
من خیلی علاقه مند هستم
liegen bleiben
قرار داشتن دراز کشيدن، به صورت دراز کشيده ماندن باقى ماندن متوقف شدن، در بين راه ماندن (به علت خرابى وسيله نقلیه) به فروش نرفتن (کالا برجاى ماندن انجام نشدن (امری فراموش شدن و بر جاى ماندن (شی)
bleiben Sie liegen
! از جايتان بلند نشويد!
liegen lassen
فراموش کردن و جاگذاشتن به حال خود گذاردن ول کردن از کارى دست کشيدن